ابراهيم عاملي ( موثق )

189

تفسير عاملي ( فارسي )

چون مركب نفوس انسانيّت پيغمبران و ديگر مردم همان نفس حيوانى ايشان است كه حقيقت آنها را نمودار مىكند ، و هر صفت كه در آنها نمودارتر باشد مركب و نفس حيوانىشان بنام آن حيوان خوانده مىشود كه آن صفت در آن نمودار است ، پس آن كه روح بردبار و ملايم دارد و با قدرت و آرامش بسر ميبرد ، مركب و نفس حيوانى او شتر ناميده مىشود . « وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ » 73 تفسير عبده : يعنى به ياد آريد كه تمدّن و توانائى مردم عاد را به ارث برديد ، و از هنر بنائى و معمارى و ساختن لوازم آن بهره - مند هستيد . « قالَ الْمَلأُ » 74 مجمع : ابن عامر « و قال » با واو قرائت كرده است و ديگران بدون واو خوانده‌اند . « لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا » 74 تفسير عبده : روش آفرينش چنين است كه فقرا و بيچارگان زودتر دعوت پيغمبران و رهبران را مىپذيرند ، چون مقامى و مالى ندارند و زيانى بر خود فرض نميكنند ، ولى مالداران و مدعّيان جاه و مقام شخصّيت خود را در برابر دستورهاى پيشوايان در خطر ميدانند و دير تسليم ميشوند . « فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ » 77 تفسير عبده : ممكن است اين حادثه بواسطه ى ابرى بوده است كه حامل الكتريسته اى بوده است سخت و متراكم و با الكتريسته ى زمين مصادف شده است و توليد رعد و برق و زلزله كرده است « 1 » . « فَتَوَلَّى عَنْهُمْ » 78 ابو الفتوح نوشته است : يعنى چون وقت نزول عذاب بود از ميان ايشان بدر آمد ، و شايد تا كنايت بود از يأس و قطع طمع از ايمان ايشان . « وَقالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي » 78 امام فخر و عبده : اين سخن صالح با مردگان از جهت اظهار افسوس و تسلَّاى دل خود بوده است ، چنان كه آن را كه پند ميدهيم و نمىپذيرد و بعاقبت بد آن گرفتار مىشود ، با خود ميگوئيم و روى سخن

--> ( 1 ) سيّد رشيد رضا كه شاگرد عبده است و اين تفسير را از درس استاد خود فرا گرفته و نيز سر سيّد احمد خان هندى كوشش فراوان دارند كه تا ممكن است خارق عادت را توجيه كنند .